تبلیغات
پایگاه جامع ولایت - پارتی بازی «آقای خامنه ای» برای پسر حضرتقلی!
 پایگاه جامع ولایت
 
کاربر محترم به "پایگاه جامع ولایت" خوش آمدید
ارتباط با مدیر
نام :
ایمیل:
موضوع:
پیغام :
آرشیو مطالب
آمار سایت
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات

بسیج دانشجویی خلخال

شهدای کازرون مرجع قالب های مذهبی رایگان توضیح توضیح توضیح توضیح
پارتی بازی «آقای خامنه ای» برای پسر حضرتقلی!
نویسنده پایگاه جامع ولایت در 12:22 ب.ظ | نظرات()
در یکی از روزها زمانی كه آیت الله خامنه ای، رییس جمهور وقت، از ساختمان ریاست جمهوری خارج می شد، متوجه سر و صدایی شد که از همان نزدیکی شنیده می شد.
صدا از طرف محافظ ها بود که دور کسی حلقه زده بودند و چیز هایی می گفتند. صدای جیغ مانندی هم دائم فریاد می زد: «آقای رییس جمهور! آقای خامنه ای! من باید شما را ببینم.» رییس جمهور از پاسداری که نزدیکش بود پرسید: «چی شده؟ کیه این بنده خدا؟»
پاسدار گفت: «نمی دانم حاج آقا! موندم چطور تا این جا تونسته بیاد جلو.» پاسدار که ظاهرا مسئول تیم محافظان بود، وقتی دید رییس جمهور خودش به سمت سر و صدا به راه افتاد، سریع جلوی ایشان رفت و گفت: «حاج آقا شما وایسید، من می رم ببینم چه خبره»
کمتر از یک دقیقه طول کشید تا برگشت و گفت: «حاج آقا! یه بچه اس. می گه از اردبیل کوبیده اومده این جا و با شما کار واجب داره. بچه ها می گن با التماس خودشو رسونده تا این جا. گفته فقط می خوام قیافه آقای خامنه ای رو ببینم، حالا می گه می خوام باهاش حرف هم بزنم»
رییس جمهور گفت: «بذار بیاد حرفش رو بزنه. وقت هست.»

پسرکی 12-13 ساله از میان حلقه محافظان بیرون آمد و همراه با سرتیم محافظان، خودش را به رییس جمهور رساند. صورت سرخ و سرما زده اش، خیس اشک بود. هنوز در میانه راه بود که رییس جمهور دست چپش را دراز کرد و با صدای بلند گفت: «سلام بابا جان! خوش آمدی» پسر با صدایی که از بغض و هیجان می لرزید، به لهجه ی غلیظ آذری گفت: «سلام آقا جان! حالتان خوب است؟» رییس جمهور دست سرد و خشکه زده ی پسرک را در دست گرفت و گفت: «سلام پسرم! حالت چطوره؟» پسر به جای جواب تنها سر تکان داد.
رییس جمهور از مکث طولانی پسرک فهمید زبانش قفل شده. سرتیم محافظان گفت: «اینم آقای خامنه ای! بگو دیگر حرفت را» ناگهان رییس جمهور با زبان آذری سلیسی گفت: «شما اسمت چیه پسرم؟»
پسر که با شنیدن گویش مادری اش انگار جان گرفته بود، با هیجان و به ترکی گفت: «آقاجان! من مرحمت هستم. از اردبیل تنها اومدم تهران که شما را ببینم.»

آقای خامنه ای دست مرحمت را رها کرد و دست رو ی شانه او گذاشت و گفت:‌ «افتخار دادی پسرم. صفا آوردی. چرا این قدر زحمت کشیدی؟ بچه ی کجای اردبیل هستی؟» مرحمت که حالا کمی لبانش رنگ تبسم گرفته بود گفت: «انگوت کندی آقا جان!» رییس جمهور پرسید: «از چای گرمی؟» مرحمت انگار هم ولایتی پیدا کرده باشد تند گفت: «بله آقاجان! من پسر حضرتقلی هستم.» آقای خامنه ای گفت: «خدا پدر و مادرت رو برات حفظ کنه.» 
مرحمت گفت: «آقا جان! من از ادربیل آمدم تا این جا که یک خواهشی از شما بکنم.» رییس جمهور عبایش را که از شانه راستش سر خوره بود درست کرد و گفت: «بگو پسرم. چه خواهشی؟» 
-آقا! خواهش می‌کنم به آقایان روحانی و مداحان دستور بدهید که دیگر روضه حضرت قاسم(ع) نخوانند! 
-چرا پسرم؟
مرحمت به یک باره بغضش ترکید و سرش را پایین انداخت و با کلماتی بریده بریده گفت: «آقا جان! حضرت قاسم(ع) 13 ساله بود که امام حسین(ع) به او اجازه داد برود در میدان و بجنگد، من هم 13 ساله م است ولی فرمانده سپاه اردبیل اجازه نمی‌دهد به جبهه بروم! هر چه التماسش می کنم می‌گوید 13 ساله‌ها را نمی‌فرستیم. اگر رفتن 13 ساله ها به جنگ بد است، پس این همه روضه حضرت قاسم(ع) را چرا می خوانند؟»
حالا دیگر شانه های مرحمت آشکارا می لرزید. رییس جمهور دلش لرزید. دستش را دوباره روی شانه مرحمت گذاشت و گفت: «پسرم! شما مگر درس و مدرسه نداری؟ درس خواندن هم خودش یک جور جهاد است» مرحمت هیچی نگفت. فقط گریه کرد و حالا هق هق ضعیفی هم از گلویش به گوش می رسید.

رییس جمهور مرحمت را جلو کشید و در آغوش گرفت و رو به سرتیم محافظانش کرد و گفت: «آقای...! یک زحمتی بکش با آقای ... تماس بگیر بگو فلانی گفت این آقا مرحمت رفیق ما است. هر کاری دارد راه بیاندازید. هر کجا هم خودش خواست ببریدش. بعد هم یک ترتیبی هم بدهید برایش ماشین بگیرند تا برگردد اردبیل. نتیجه را هم به من بگویید.»
آقای خامنه ای خم شد، صورت خیس از اشک مرحمت را بوسید و گفت: «ما را دعا کن پسرم. درس و مدرسه را هم فراموش نکن. سلام مرا به پدر و مادر و دوستانت در جبهه برسان.»

جمله مرحمت در ارتباط با روضه حضرت قاسم علیه السلام موجب شد، آقا طی دستخطی که مطابق متن زیرمرقوم فرمودند اجازه حضور این نوجوان در جبهه بدهند:
 
"مرحمت عزیز می تواند بدون محدودیت به منطقه اعزام شود. امضا: سیدعلی خامنه ای، رئیس جمهور"
 

کمتر از سه روز بعد، فرمانده سپاه اردبیل، مرحمت را خوشحال و خندان دید که با حکمی پیشش آمد. حکم لازم الاجرا بود. می توانست باز هم مرحمت را سر بدواند ولی مطمئن بود که می رود و این بار از خود امام خمینی حکم می آورد. گفت اسمش را نوشتند و مرحمت بالازاده رفت در لیست بسیجیان لشکر 31 عاشورا.
با این اجازه مرحمت عازم جبهه شد. و سرانجام در 21 اسفند سال 1363 «مرحمت» در عملیات بدر به جوار «رحمتِ» الهی پرکشید و شهیــد شد.


چهارشنبه 4 تیر 1393 11:22 ب.ظ
سلام علیکم...
خدا قوت..
از مطالعه مطالب وبلاگتون لذت بردم...

ترغیب شما فرهیختگان با صفا و تحریض شما فرزانگان با وفا که صحیفه ی حال ازفروغ رویتان جمال گیرد و بضاعت افضال سخن بر حسن فکر و کارتان کمال پذیرد ، حامل و باعث آن گردید که از شما دعوت کنیم د ر سایت ما حضور به عمل بیاورید، با مطالب جدیدی به روز هستیم... و منتظر نظرات سازنده شما هستیم...
*****************************************************
وزن بودن ، شوق آموختن ، شور زندگی ، درک هستی ، تدبیر کار و بالاخره سپیدی

کمال از اهداف شاخص گردآوری این سایت است که امیدواریم مورد قبول اصحاب

علم ، اشخاص فضل و ارباب قلوب قرارگیرد.


www.Aukh.ir

پایگاه جامع ولایت سلام
ممنونیم که به وب ما سر زدید
منتظر نظرات مجدد شما هستیم
باتشکر
پایگاه جامع ولایت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین مطالب وبگاه
» دعایی که آیت‌الله بهجت خواندن آن را به امام خامنه ای توصیه کردند
» تحلیل امام خامنه ای از میراث معرفتی شهید مطهری
» برخورد تند امام با هاشمی رفسنجانی
» اولین خلبان زن پس از انقلاب و اجازه امام خامنه ای
» سی رهنمود امام خامنه‌ای در مذاکرات هسته‌ای
» امام خامنه ای:زنان از مردان قوی تر هستند
» توصیه امام خامنه ای به عموپورنگ
» ماجرای سجده شکر امام خامنه ای چه بود؟
» دیدار رئیس‌جمهوری ترکیه با امام خامنه ای
» حال و هوای «حاج رجب» بعد از دیدار آقا
» سابقه مخالفت‌های امام و رهبری با تعریف و تمجید از ایشان + صوت
» موافقت امام خامنه ای با پیشنهاد عفو و تخفیف مجازات جمعی از محکومان قضایی
» گاف بزرگ «بی‌ بی‌ سی» و رسانه‌ های عربی درباره حضور سردار سلیمانی در یمن + تصاویر
» نامه شهید خلیلی به امام خامنه ای ۱۵ روز قبل از شهادت
» انتشار گسترده پیام امام خامنه ای در شهر "بمبئی" و روزنامه های هندی
» پاسخ استاد دانشگاه اکوادور به نامه امام خامنه ای
» عکس سردار سلیمانی سرباز بااخلاص امام خامنه ای در بین اهل سنت
» پاسخ بانوی محجبه جودوکار به فدراسیون
» رادیو فردا: رهبر ایران، اوباما را خجالت زده کرد
» مادر شهید ستاری:اگر پسرم شهیدنیست نبش قبرش کنید
» حضور امام خامنه ای در منزل محمود احمدی نژاد
» "نامه‌ای برای تو"از امام خامنه ای در دست جوانان آلمانی
» دختر ژاپنی و شهدا
» حاشیه نگاری تصویری ازدیدارمردم اصفهان بارئیس جمهور
» نظرات جالب زنان ژاپنی، اروپایی و آمریکایی درباره حجاب
» حجاب برتر سحر احمدپور بازیگر سینما و تئاتر+تصاویر
» انعکاس نامه امام خامنه ای در اروپا از بیان یک دانشجوی پزشکی ایرانی دربلژیک
» اعتراض شدید مراجع تقلید به عملکرد وزارت ارشاد
» سیلی خوردن یکی از محافظان امام خامنه ای توسظ یک پیرمرد
» توزیع چهره به چهره نامـه امام خامنه ای در فرانکفورت +عکس
درباره پایگاه جامع ولایت
حی علی سید علی

این سایت را عزیزان ولایتی درست

کردند. امید داریم بتوانیم اجر و

پاداش آن را بگیریم.امیدواریم

با ارسال نظرات و معرفی این

سایت به دیگر عزیزان ما را در

گسترش این فرهنگ یاری نمایید.

این شعر زیبا تقدیم رهبرم امام خامنه ای:

بسم رب العلی


عشق یعنی یک خمینی سادگی


عشق یعنی با علی دلدادگی


عشق یعنی دست توپرپر شده


عشق یعنی یک علی رهبر شده


عشق یعنی لافتی الا علی


عشق یعنی رهبرم سید علی

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به "پایگاه جامع ولایت" آن می باشد.کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...